عماد الدين حسن بن علي الطبري
300
مناقب الطاهرين ( فارسي )
آنكه من از سلمانم . سوم گفت : نامم مقدوده است . زيرا كه من از آن مقدادم . چهارم گفت : نام من عماره است . زيرا كه من از آن عمّارم . پس فاطمه ( عليها السلام ) گفت : براى من هديّهاى آوردند . از آن حصّهاى براى تو گذاشتم . و بر طبق نهاده بيرون آورد ؛ خرما بر آنجا كرده بوياتر از مشك و سپيدتر از برف . و از آن پنج دانه رطب به من داد و گفت : بايد كه استخوانهاى اين خرماها به من آرى . سلمان گويد : من آن را در زير جامه پنهان كردم . و به ميان اصحاب مىگذشتم ، مردم مىگفتند : يا سلمان ، بوى مشك از تو مىآيد . چنان كه فاطمه ( عليها السلام ) فرموده بود بعد از افطار ، آن بخوردم و در وى استخوان نبود . من از آن متعجّب بماندم . با خدمت فاطمه عليها السلام رفتم و گفتم : يا بنت رسول اللّه ، در آن رطب استخوان نبود . گفت : بلى ؛ مىدانم . خرماى بهشت را استخوان نباشد . و سلمان بىاجازت هرگز در حجرهء فاطمه نرفتى . و نه هيچ هحابه الّا به دستورى و اجازت وى . پس فاطمه ( عليها السلام ) گفت : پدرم مرا دعايى بياموخت كه هر كه بامداد و شبانگاه بر آن مواظبت نمايد ، از وسوسهء شيطان برهد و از آن فارغ بود و هرگز وى را تب نگيرد . سلمان گفت : يا بنت رسول اللّه ، مرا بياموز . گفت : يا سلمان ، ياد گير . و دعا اين است : « 1 » بسم اللّه النّور . بسم اللّه نور النّور . بسم اللّه نور على نور . بسم اللّه الّذى هو مدبّر الامور . بسم اللّه الّذى خلق النّور من النّور و انزل النّور على الطّور فى كتاب مسطور [ فى رقّ منشور و البيت المعمور و السّقف المرفوع و البحر المسجور ] به قدر مقدور على نبىّ محبور . الحمد للّه الّذى هو بالعزّ
--> ( 1 ) - در مصدر ، اثر اخير به عنوان اختلاف در نقل در پاورقى آمده است .